|
حق قلم | ||
|
گوش کن که قافله سالار چه می خواند"ولَمّا تَوَجَّهَ تِلقاءَ مَدَینَ قالَ عَسی ربّی أن یَهدِیَنی سَواءَ السَبیلِ"...آیا تو میدانی که از چه امام آیاتی که در شأن هجرت نخستین موسی است فرا می خواند؟عقل محجوب من که راه به جایی ندارد....
ای رازداران خزاین غیب،سکوت حجاب را بشکنید و مهر از لب فرو بسته اسرار بر گیرید وبا ما سخن بگویید. آه از این دلسنگی که ما را صُّمّ بُکم می خواهد .....آه ازاین دلسنگی سر آنکه جهاد فی سبیل الله با حجرت آغاز می شود در کجاست؟ طبیعت بشری در جست وجوی راحت و فراغت است و سامان و قرار می طلبد. یاران!سخن از اهل فسق و بندگان لذت نیست،سخن از آنان است که اسلام آوردند اما در جست و جوی حقیقت ایمان نیستند.کنج فراغتی ورزقی مکفی... دلخوش به نمازی غرب وار ودعایی که بر زبان میگذرد اما ریشه اش در دل نیست،در باد است.در جست و جوی مأمنی که او را از مکر خدا پناه دهد؛در جست و جوی غفلت کده ای که او را از ابتلائات ایمانی ایمن سازد،غافل که خانه غفلت پوشالی است و ابتلائات دهر ،طو فانی است که سخره های بلند را هم خُرد می کند ودر مسیر دره ها آن همه می غلتاند تا پیوسته ی به خاک شود. اگر کشاکش ابتلائات است که مرد می سازد،پس یاران،دل از سامان برکَنیم و روی به راه نهیم.بگذار عبدالله ابن عمر ما را از عاقبت کار بترساند. اگر رسم مردانگی سر باختن است،ما نیز چون سیدالشهدااو را پاسخ خواهیم گفت که:«ای پدر عبد الرحمن، آیا ندانسته ای که از نشانه های حقارت دنیا در نزد حق این است که سر مبارک یحیی ابن زکریا را برای زنی روسپی از غوم بنی اسرائیل پیشکش برند؟ آیا نمیدانی که بر بنی اسرائیل زمانی گذشت که ما بین طلوع فجر و طلوع شمس هفتاد پیامبر را می کشتند و آنگاه در بازار هایشان به خرید و فروش می نشستند،آن سان که گویی هیچ چیز رخ نداده است! وخدا نیز ایشان را تا روز مواخذه مهلت داد» اما وای از آن مواخذه ای که خداوند خود اینچنین اش توصیف کرده است: "اخذ عزیز مقتدر" آه یاران! اگر در این دنیای وارونه، رسم مردانگی این است که سر بریده مردان رادر تشت طلا نهند وبه روسپیان هدیه کنند .... بگذار اینچنین باشد؛ این دنیا و این سر ما!!!
[ پنجشنبه دهم آذر 1390 ] [ 1:16 بعد از ظهر ] [ سلطانی نژاد ]
به نام خدا درایران امروزی امواج تبلیغاتی بسیار وسیع علیه ارزش ها و هنجار های دینی و ملی، حیثیت و آئین ملی مذهبی ایران اسلامی را مورد هجمه خود قرار داده اند؛ هرچند که این ارزش ها ،ارزش هایی ماسه ای و تو خالی نیست که با هر تهدیدی فرو بریزد؛ اما حتی سخت ترین صخره ها در اثر برخورد پیاپی موج های آرام (چه رسد به امواج سهمگین)تغییر چهره می دهند. "حجاب و فرهنگ" در جامعه ما دو عنصر اصیل اسلامی-ایرانی هستند که در اثر بی توجهی ما و مسئولان کم کم به سوی فرسوده شدن پیش می روند. این در حالی است که در دین اسلام انجام فرائضی به منظور پیش گیری از این فرسایشات بر دوش مسلمین نهاده شده ؛ اما بی توجهی ما به این فرائض باعث شده فرهنگ وهنجار های مهمی مانند "حجاب" ارزش خود را از دست بدهد و حتی این روند به جایی رسیده که ارزش های نو بنیاد و معکوسی به وجود آمده است!!! وقتی که از فریضه "امر به معروف ونهی از منکر" در جامعه ما فقط اسمی به جا می ماند،وقتی که دولت و حتی مردم از کنار این مقوله بی تفاوت عبور می کنند عجیب نیست که بی حجابی در یک جامعه اسلامی تبدیل به یک مزیت اجتماعی شود. وقتی که منکر بی حجابی تبدیل به معروف شود:ملاک گزینش کارمندان تجرد و زیبایی می شود،ملاک زیبایی پوشش و چهره های نامتعارف وزننده می گردد و بعید نیست که ملاک زن نمونه بی بند و باری شود.... امروزه تقید به "حجاب اسلامی"یکی از مصادیق اخلاقی اجتماعی است که جزبا التزام مردم به به فریضه "امر به معروف(حجاب) و نهی از منکر(بدحجابی)"در جامعه نمودی نخواهد داشت. چراکه اگر مردم یک جامعه بدحجابی را بپذیرند دیگر ضرورت امربه معروف احساس نمی شود و کم کم بد حجابی (به زور) جزئی از فرهنگ می شود. چرا در جامعه اسلامی که ما در آن زندگی می کنیم فرد بی حجاب(توسط خودمان)ترد نمی شود بلکه در اکثر اوقات زن و مرد بی حجاب به سبب بد حجابی از منزلت اجتماعی برتری نسبت به زن و مرد محجوب برخوردار می شوند؟؟؟ می گوییم امر به معروف و نهی از منکر جنبه عملی کار است ما باید فرهنگ سازی کنیم!!!!!! کار فرهنگ سازی حجاب به کجا رسید؟؟؟؟؟؟ چرا در جامعه اسلامی چادر ،روسری های پوشیده و لباس های محجوب مورد کم توجهی قرار میگیرد؟؟؟ چرا لباس های جوانان ما به نقش ها وتصاویر ضد دین وضد فرهنگ دینی و ملی آلوده شده؟؟؟ امروز پیدا کردن لباس های مردانه و زنانه ای که فراهم آورنده ی حجاب اسلامی باشد بسیار سخت شده؛آن هم در کشور اسلامی. مگر بهترین زمان فرهنگ سازی سنین کودکی نیست؟پس بهتر است فقط جهت اطلاع نگاهی به لباس های بچه گانه در ویترین مغازه ها بیاندازیم!این هم نتیجه ده های طولانی فرهنگ سازی!!! دولت محترم! چرا امر به معروف (یابه اصطلاح بعضی ها فرهنگ سازی) از کار گاه های طراحی دوخت شروع نمی شود؟ نه!اصلاچرا فرهنگ سازی حجاب از رشته های دانشگاهی شروع نمی شود؟چرا در رشته طراحی دوخت هیچ اصولی برای طرح لباس های ایرانی و اسلامی لحاظ نشده(همان طور که دیگر رشته ها حد و مرزری ندارند)؟چرا طراحان ما هر روز یک گام به لباس غربی نزدیک تر می شوند؟چرا طرح لباس های داخلی رنگ و بویی از ارزش ها ندارد؟ وصد ها چرای دیگر.... باخودم و جوانان هم سن و سال خودم هستم:امر به معروف و نهی از منکر در رفتار و عملکرد ما چقدر جای دارد؟؟؟ قشر مذهبی و با حجاب دانشگاهی و دانشجو چقدر در مقابل بد حجابی داخل و بیرون دانشگاه عکس العمل نشان می دهند؟؟؟ مولای متقیان می فرمایند: «همه کار های نیک و جهاد در راه خدا برابر امر به معروف و نهی از منکر چون قطره ای است در برابر دریای موا ج پهناور...» امام محمد باقر علیه السلام می فرمایند: «امر به معروف و نهی از منکر واجبی است که به وسیله آن سایر واجبات بر پا می گردند» در احوال خودمان جست وجو کنیم و از خودمان بپرسیم ما تا چه اندازه در معروف شدن منکری با نام "بد حجابی" نقش داشته ایم؟ یاعلی [ پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390 ] [ 11:26 قبل از ظهر ] [ سلطانی نژاد ]
اگرپرستش غیرخدا مجازبود ،علی رامی پرستیدم. به خوداجازه نمی دهم که برای شناخت علی کلمه ای برزبان برانم وباقدرت عقل شخصیت اووزندگی پرماجرایش را تجزیه و تحلیل کنم. شناخت علی فقط به قدرت عشق میسراست وفقط عشق اجازه دارد به حریم علی نزدیک شود. من هم فقط به قلب سوخته ی خوداجازه می دهم که از علی سخن بگویدوفقط به حرمت عشق جرات می کنم به علی نزدیک شوم. اگرشعله ی اودردلم زبانه نمی کشید،ابدا به ساحتش جسارنمی کردم ونامش را به زبان نمی راندم. ولی چه کنم که سر تا پای وجودم درآتش عشق او می سوزد.هر وقت که نام اوبر زبان می رانم یا یاد اوبردلم می افتد،به خود می لرزم،اشک از چشمانم فرو می چکد،آتش دردناک و لذتبخشی وجودمرافرامی گیرد،دراو محو می شوم،عاشقانه با اورازو نیازمیکنم،وروحم آشفته وار علی علی می گوید ... آخرچه گونه می توان خدای بزرگ را پرستید وبه علی عاشق نشد؟چه گونه می شود به خدا که کمال مطلق است چشم دوخت ولی کمال متعالی علی را ندیده گرفت؟عشق به علی جزوی ازپرستش خداست..... بر گرفته از کتاب علی زیبا ترین سروده ی هستی ازشهید دکتر مصطفی چمران [ پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390 ] [ 11:25 قبل از ظهر ] [ سلطانی نژاد ]
در سراسر جهان رسانه ها در جهت دهی به افکار عمومی،پیشبرد اهداف دولت ها و حاکمیت ها،فرهنگ سازی عمومی و همگام سازی ملت با دولت ها تاثیر شگرف و به سزایی داشته و دارد. رسانه ها به عنوان ابزاری موثر به منظور اعمال قدرت، همواره دارای اهمیت ویژه و سرنوشت ساز برای حاکمیت ها بوده و هستند. هر دولت با استفاده از ابزار پر طرفدار رسانه، سعی در اقناع و جهت دهی به اذهان ملت خود و جامعه جهانی، ترویج ارزش های دینی و ملی و تربیت مطلوب نیروی جوان و نوجوان بر اساس فرهنگ و مذهب خود را دارد. علاوه بر این در دنیای امروز برد سیاسی و فرهنگی با کشورهایی است که رسانه های بیشتر و تاثیر گذارتری در دست دارند. به عبارت دیگر امروزه سلطه و سیطره جهانی از جنگ و اردو کشی های نظامی قالب تهی کرده و به سمت و سوی جنگ رسانه ای و فرهنگی گام بر می دارد. در این نبرد هر دولت در صدد است با تقویت رسانه های خودی تاثیر سوء رسانه های بیگانه را کاهش دهد و از نفوذ آن میان ملت خود جلوگیری به عمل آورد؛وبا دردست گرفتن رسانه های جهانی علاوه بر جهت دهی ملت خود دیگر ملل را نیز با خود همراه سازد. در ایران نیز این حکم کلی صدق می کند و رسانه جایگاه قابل توجهی دارد . به تعبیر امام راحل(ره):"صدا و سیما دانشگاه بزرگ کشور است "و به گفته امام خامنه ای(مدظله العالی):"صدا و سیما عمده ترین مرکز هدایت فکری است و ما می خواهیم از این سرچشمه زلال،معارف درست الهی و انسانی وسیاسی و درس های گوناگون زندگی به سوی مردم سرازیر شود." با توجه به عقاید و مذهب ملت مسلمان ایران بحث فرهنگ رسانه ای و محتوای آن در این مرزها و برای این مخاطبان،دقت خاصی را می طلبد ؛از آغاز انقلاب اسلامی تا هم اکنون رسانه ی داخلی با عنوان رسانه ی اسلامی سعی در ترویج اندیشه ها و ارزش های اسلامی ،مخابره آن به جهان و تقویت روحیه انتظار در میان مردم را داشته، از همین رو عنوان رسانه متعهد(به اسلام و انقلاب)در میان اهل رسانه جا باز کرد. در هر کشوری عملکرد رسانه ها متناسب با هویت دینی،فرهنگ ملی و ارزش های ملی- مذهبی جامعه است و طبیعتا باحضور افراد و نمایش آثار متناقض با این ارزش ها مبارزه واز آن با لفظ ضد ارزش یاد می شود. اما متاسفانه هر چند وقت یک بار در رسانه ایران اسلامی شاهد اشتباهاتی هستیم که موجب توهین به ارزش ها و عصبانیت ملت ایران می گردد. سوال بزرگی که در ذهن ها ایجاد می گردد این است که چرا کارگردانان، فیلم سازان وفیلم نامه نویسانی که به دین ،فرهنگ و مذهب ما متعهد و حتی معتقد نیستند آزادی عمل و اجازه فعالیت آزادانه دارند؟ چرا سینمای ایران به جای آموزش مبانی دینی وفرهنگ اسلامی به دانشگاهی به منظور رواج ابتذال تبدیل شده است؟ و چرا کارگردانانی مانند تهمینه میلانی با وجود سوء سابقه و ساخت فیلم هایی با مضامین ضد اخلاقی:ترویج فمنیسم،روابط آزاد پسر و دخترو... هنوز هم اجازه ساخت و اکران فیلم های مبتذل وضد فرهنگ خود در سینمای کشوری اسلامی را دارند؟ مسئولین محترم صدا و سیما! نمایش فمنیسم و روابط آزاد دختر و پسر در این جامعه نشان از شکسته شدن حریم های اسلامی وپایمال شدن خون هایی دارد که برای پابرجاماندن این حریم ها ریخته شد. آقای ضرغامی! باید بدانید که سینما هم جزء جداناشدنی این جامعه است و خط قرمز های دیگر ارگان ها و نهاد ها خط قرمز های صدا و سیما و سینما هم هست چه بسا صدا و سیما به عنوان پلی ارتباطی با آحاد ملت وبه لحظ ارتباط با عموم جامعه حساس تر و مهم تر است؛ اما متاسفانه سینمای ایران به سینمای منهای تدین و تعهد تبدیل گشته. حال کار به جایی رسیده است که کارگردان فمنیسم فیلم یکی از ما دو نفر،آتش بس و...به برنامه زنده ی تلوزیونی دعوت می شود و در مقابل دیدگان ملت ایران با وقاحت تمام به ارزش های دینی و انسانی این ملت توهین می کند. آقای ضرغامی و وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی! لطفا کمی به اطراف خود نگاه کنید!!! لطفا به داد سینمای ایران برسید. تهمینه میلانی فقط یک نمونه ازهزاران بیماری سینمای ایران است!چاره ای بیاندیشید. متاسفانه سینمای ایران به درد خود فراموشی دچار شده،متاسفانه سینمای ایران غرب زده و از خود باخته شده.به داد سینمای ایران برسید!!!! [ سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390 ] [ 9:40 بعد از ظهر ] [ سلطانی نژاد ]
هنوز خاطره ی کشتار مردم لبنان و فلسطین از ذهن ملت های جهان پاک نشده و هنوز کشتار مردم بی گناه غزه پایان نگرفته که باز هم زمزمه هایی از قتل و کشتار گوش جهانیان را پر می کند. ما را به سازمان ملل و شورای امنیتش امیدی نیست،این ها فقط دنبال منافع خود و اربابان جاه طلب و زرپرست خود هستند؛ما را با کاخ های سیاه و سفید هم کاری نیست،آخر ما مجوز حمله و کشتار نمی خواهیم ؛ما را با BBCوVOAچه کار است؟فریاد ما که فریاد اباحه گری نیست.با اتحادیه اروپا هم کاری نداریم؛فقط چشم دوخته ایم به کنفرانس اسلامی که چه می کند برای نجات امت اسلام؛ما نه مسیحی ایم که دست به دامان پاپ شویم و او را از مشغله هایش دور سازیم نه اهل یهود،که مزاحم خونخواری خاخام های صهیونیست شویم. نه بحرین آلمان است و نه آل خلیفه هیتلر، وگرنه تابحال صد ها قطعنامه آمده بود از سازمان ملل و غیر ملل که تعطیل کنید این اجحاف را به جامعه انسانی،که مگر شما دموکراسی سرتان نمی شود؟؟؟ راستی این دموکراسی که در مواقع خاص همه سنگش را به سینه می زنند چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ما کاری به این کارها نداریم، ما کاری نداریم که کودکان بحرین و یمن شب و روز ندارند،امنیت ندارند،آرامش ندارند. ما کاری نداریم که در بحرین و یمن و امثالهم ،خانه و در و حریم مفهوم ندارد و هر کس و ناکسی وقت و بی وقت می تواند دری را بشکند و آدمی را بکشد. ما کاری نداریم که مسجدی خراب می شود،قرآنی پاره می شود و به ارزشی توهین می شود!!!!!! ما که آخر ندانستیم فلسفه وجودی شورای امنیت چیست ؟! ما که ندانستیم سازمان ملل چکاره است؟! اصلا به ما چه ربطی دارد که آل سعود چه می کنند؟خادم الحرمین اند و معصوم ؛!حتما جنایاتشان مصلحتی است. همانطور که سکوتشان برابر کشتار مردم غزه و رقص عربیشان با بوش مصلحتی بود. آقاجان اصلا این چیز ها به ما چه؟ما فعلا درگیر یارانه ها و سهام عدالتیم؛به ما چه که: ویران میکنند یا میگیرند و می برند و می کشند!بگذار زندگیمان را بکنیم. [ دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390 ] [ 11:7 قبل از ظهر ] [ سلطانی نژاد ]
پیوند دین وسیاست هم اکنون جریان های اسلامی درمیان مهمترین وتاثیرگذارترین جریان های سیاسی جهان قراردارند. جریان های اسلامی براین باوراند که سیاست ومذهب ، ازارتباط منسجم و تنگاتنگی برخوردارند تاجایی که سیاست درمواقعی تحت تاثیرمذهب قرارمی گیرد،در سیاست اسلامی سیاست مدافع اعتقادات وارزش هااست ودر خدمت دین قرارمی گیرد ؛بنابر این سیاست جریان های اسلامی، سیاست اعتقادی است.این باور متاثر از انقلاب اسلامی ونظریه تلفیق دین وسیاست در جهان است. از نخستین روزهای انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) نظریه جهان گرایی انقلاب اسلامی را به عنوان عالی ترین مظهر پیوند دین و سیاست معرفی کردند. امام خمینی(ره) وبه تبع ایشان ملت آزاده وانقلابی ایران همچنین ملت های آزاده ی سراسر جهان براین باورند که اراده ی مستضعفان رهبری جهان را ازآن خود خواهد کرد و وعده ی لایتغیرالهی به زودی تحقق خواهد یافت که: محرومان جایگزین ثروتمندان خواهند شد. در بیان دیگرعامل پیوند دهنده ی امت مسلمان جهان با وجود ملییت های مختلف ،موانع قومی وسیاسی،دین واعتقادات اسلامی آن ها است،در بیان دیگر ارزش ها واعتقادات اسلامی باعث پیوند ملت ها وتشکیل امت واحده ای با ارزش ها ، هنجارها واعتقادات مشترک اسلامی می گردد. تاکید شدید انقلاب اسلامی بر لزوم پیروی از قرآن واحکام اسلامی، وعزم راسخ این انقلاب درتحکیم جهانی اصول بنیادین اسلام در سراسر جهان باعث شد اندیشمندان مغرب زمین از جمله هنیز در سال 1372 این انقلاب را تجدید حیات جهانی مذهب اسلام بخوانند . ترس شدید دولت آمریکا از تجدید حیات اسلامی، این دولت را بر آن داشت تا اسلام گرایی را از عوامل نابودی جهان بخواند وفعالان مسلمان را رزمندگان خط مقدم جنگ اسلام و غرب معرفی نماید.واین نقطه شروعی بود برای ایجاد موج اسلام هراسی توسط دولت های غرب به سر کردگی آمریکا. حتی رهبران اتحاد جماهیر شوروی نیز نگرانی خود را از اسلام انقلابی الهام گرفته از انقلاب اسلامی و خطرات آن برای شوروی کتمان نکردند؛ گذشت زمان به درستی نشان داد ترس و واهمه این ابر قدرت ها بی دلیل نبوده است زیرا وجدان بیدار ملت ها و فطرت خداجوی انسان ها با مشاهده حرکت عظیمی به نام انقلاب اسلامی ساکت ننشست. بعد ها تحلیلگران آمریکایی از انقلاب اسلامی به عنوان یک انتفاضه ی جهانی نام بردند؛ در نتیجه شرق و غرب، اسلام سیاسی (اسلام معتقد به پیوند دین و سیاست) ناشی از انقلاب اسلامی را خطری جدی برای منافع نامشروع خود تلقی کردند و تمام تلاش خود را در جهت حمایت از دشمنان جنبش های اسلامی به کار بردند. هانتینگتون در سال 1372 در راستای دشمنی با اسلام سیاسی ملهم از انقلاب اسلامی گفت:«بلوک اسلامی که خود را رقیب کهن غرب می داند، خطر اصلی فراروی نظم جهانی آمریکایی است که درآن دین و سیاست را جدا از هم می خوانند». در واقع بعد از مرگ کمونیسم، اسلام شخصیت اصلی سناریوی مورد نظر آمریکا است. به همین دلیل بعد از انقلاب اسلامی مطالعات گسترده ای در آمریکا به مرکزیت دانشگاه شیکاگو به منظور شناخت رابطه بین دین و دولت الهام گرفته از انقلاب اسلامی آغاز گشت و نتایج این مطالعات به صورت اقدامات کاربردی برای مقابله با گسترش اسلام میان ملت ها اعمال میگردد. ولی با تمام این تلاشها توسط استکبار جهانی،باهم دیدن و با هم خواستن دین و سیاست در دنیا (جنبش الهیات رهایی بخش آمریکای لاتین)وبه ویژه دنیای اسلام به یک ارزش نهادینه تبدیل شده است. چه در لبنان (جنبش حزب ا..)چه در فلسطین(حماس) و چه در کشور هایی که مردم انقلابی از بیداد و ظلم حاکمان مستبد خود به ستوه آمده اند و دست به قیام زده اند: همانگونه که اکنون در بحرین،یمن،لیبی و... شاهد این قیام ها هستیم.این قیام ها نشان از آن« دارد که ارزش ها و اعتقادات هنوز در دل و جان مردم جای دارد و فرمان پیر خمین هنوزآویزه ی گوش امت اسلام است. منابع:
[ جمعه نوزدهم فروردین 1390 ] [ 2:49 بعد از ظهر ] [ سلطانی نژاد ]
"این رئیس جمهور تحمیلی ثانی [حسنی مبارک] که خیال دارد در مصر مثل آن [انور سادات] حکومت کند، دربست خودش را در اختیار آمریکا گذاشته است؛ قبل از اینکه به ریاست برسد اعلام همبستگی خودش را با اسرائیل و آمریکا کرده است. ندیده است که همان طوری که سلف طالحش به واسطه خشم ملت به جهنم واصل شد، همین عمل را با او هم خواهند کرد. ملت مصر باید این مطلب را بداند که اگر قیام کند بر خلاف این توطئه ها -همان طوری که ایران قیام کرد- آنجا هم پیروز خواهد شد. ملت مصر از حکومت نظامی نترسد و به او اعتنا نکند و همان طور که ایران حکومت نظامی را شکست و به خیابان ها ریخت، آن ها هم بشکنند و به خیابان ها بریزند و این تفاله های آمریکا را بیرون بریزند. ملت مصر ننشینند تا این قدرت از بین رفته دوباره دست و پای خودش را جمع کند و نفوذ خودش را بر ملت تحمیل کند. امروز روزی است که ملت مصر باید قیام کند. امروز روز ضعف دولت است و قدرت ملت. این تکلیفی است برای ملت مصر، برای علمایی که وابسته به حکومت نیستند. این تکلیفی است برای علما. علمای مصر به پا خیزند و برای خاطر خدا از اسلام دفاع کنند. امروز شما پیروزید. ملت مصر امروز قدرت دستش است. ارتش معلوم نیست با دولت باشد مگر آن هایی که جیره خوار آمریکا هستند. ارتش مصر توجه کند به اینکه اگر بخواهد پشتیبانی کند از این حکومتی که اعلام کرده است که من تابع آمریکا و اسرائیل هستم و من هر کس دم از اسلام بزند او را خفه می کنم [ننگ است و] این ننگ را ارتش مصر به خودش راه ندهد و مهلت ندهد تا بعد از این باز اسرائیل بیاید و به شما حکومت کند و اسرائیل و آمریکا مقدرات شما را در دست گیرند." صحیفه امام، جلد 15، صفحه285 www.rohama.org [ یکشنبه هشتم اسفند 1389 ] [ 10:32 قبل از ظهر ] [ سلطانی نژاد ]
روزهاى سال، به طور طبيعى و به خودى خود همه مثل همند؛ اين انسانها هستند، اين ارادهها و مجاهدتهاست كه يك روزى را از ميان روزهاى ديگر برميكشد و آن را مشخص ميكند، متمايز ميكند، متفاوت ميكند و مثل يك پرچمى نگه ميدارد تا راهنماى ديگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فى نفسه با روزهاى ديگر فرقى ندارد؛ اين حسين بن على (عليه السّلام) است كه به اين روز جان ميدهد، معنا ميدهد، او را تا عرش بالا ميبرد؛ اين مجاهدتهاى ياران حسين بن على (عليه السّلام) است كه به اين روز، اين خطورت و اهميت را ميبخشد. روز نوزدهم دى هم همين جور است، روز نهم دىِ امسال هم از همين قبيل است. نهم دى با دهم دى فرقى ندارد؛ اين مردمند كه ناگهان با يك حركت - كه آن حركت برخاسته از همان عواملى است كه نوزدهم دىِ قم را تشكيل داد؛ يعنى برخاسته ى از بصيرت است، از دشمنشناسى است، از وقتشناسى است، از حضور در عرصهى مجاهدانه است - روز نهم دى را هم متمايز ميكنند. مطمئن باشيد كه روز نهم دىِ امسال هم در تاريخ ماند؛ اين هم يك روز متمايزى شد. شايد به يك معنا بشود گفت كه در شرائط كنونى - كه شرائط غبارآلودگىِ فضاست - اين حركت مردم اهميت مضاعفى داشت؛ كار بزرگى بود. هرچه انسان در اطراف اين قضايا فكر ميكند، دست خداى متعال را، دست قدرت را، روح ولايت را، روح حسين بن على (عليه السّلام) را مىبيند. اين كارها كارهائى نيست كه با ارادهى امثال ما انجام بگيرد؛ اين كار خداست، اين دست قدرت الهى است؛ همان طور كه امام در يك موقعيت حساسى - كه من بارها اين را نقل كردهام - به بنده فرمودند: «من در تمام اين مدت، دست قدرت الهى را در پشت اين قضايا ديدم». درست ديد آن مرد نافذِ بابصيرت، آن مرد خدا. بيانات در ديدار مردم قم در سالگرد قيام نوزدهم دى ماه 19/10/1388 [ پنجشنبه نهم دی 1389 ] [ 5:53 بعد از ظهر ] [ سلطانی نژاد ]
آل کسا در انتظار خامس خویشند، تا روز بعثت به غروب عاشورا پایان گیرد و خورشید رحمت نبوی در افق خونین تاریخ غروب کند و شب آغاز شود... شب نقمتی که در باطن رحمت حق پنهان بود ؛ شبی دراز و دیجور؛ شب ظلمتی که نور تنها از اختران امامت می گیرد، و چقدر این اختران از کره ی زمین دور اند! و ماییم اینجا بر این سفینه ی سرگردان آسمانی، در سفری دراز و دشوار... در سفری هزار و چهارصد ساله. اختران نورند، نور مطلق؛ این تویی که اینجا ، بر کرانه ی آسمان، در شب دریغ نور ،وا مانده ای و بال شکسته، و جز سوسویی دور به تو نمی رسند. اما در باطن این نقمت نیز فرزند رحمتی است که از از میان رنج و خون پای بر سیاره ی زمین می نهند...سیاره ی رنج، و این تویی اکنون، مسافر سفر بلند شب که در اشتیاق روز، چشم به افق طلوع دوخته ای و انتظار می کشی. اگر شب نبود و اگر شب آن همه زرف و بلند نبود، این اشتیاق نبود. گل وجود آدمی خاک فقر است که با اشک آمیخته اند و در کوره ی رنج پخته اند. زینب کبری گنجینه دار عالم رنج است.. اورا اینچنین بشناس! او محمل گرانبار ترین رنج هایی است که در این مبارکه نهفته :لقد خلقنا الانسان فی کبد.او وارث بیت الاحزان فاطمه است و بیت الاحزان قبله رنج آدمی است..... اصحاب عشق را رنجی عظیم در پیش است. پای بر مسلخ عشق نهادن، گردن به تیغ جفا سپردن، با خون کویر تشنه را سیرآب کردن و... دم بر نیا وردن! ..... سید شهیدان اهل قلم [ چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389 ] [ 7:51 بعد از ظهر ] [ سلطانی نژاد ]
حجاب اسلامی هویت انسانی بخشیدن به زن و ترویج فرهنگ حجاب اسلامی و حضور فعال زنان محجوب ومسلمان ایرانی و غیر ایرانی در عرصه های اجتماعی، در سه دهه ی اخیر، از نتایج مهم و قابل تامل انقلاب اسلامی ایران است که نه تنها در بعد داخلی بلکه در بعد خارجی نیز تاثیرات چشمگیر و غیر قابل انکاری را بر جای گذاشته است . تصویر متفاوتی که انقلاب اسلامی از زن ارائه کرد تاثیرات بسیار مهمی در بعد بین الملل، و تغییر نگرش جهانی به زن بر جای گذاشت ؛جهان متوجه شد زن مسلمان ایرانی خانه نشین و منفعل نیست و در عرصه های اجتماعی و حتی سیاسی نقش مهم و تاثیر گذاری رابر عهده دارد. خانم دانیل کشار، مدیر جشنواره مونتران کانادا می گوید:"متاسفانه تصویری غلط از حضور زنان در ایران، در ذهن خارجی ها وجود دارد ، آنان فکر می کنند که زنان ایرانی فعالیت های چندانی ندارند و فقط در خانه می نشینند و خانه داری می کنند" بعد از انقلاب اسلامی ایران و حضور کسترده زنان در گوشه و کنار ایران ، و خضور همیشگی آنان در صحنه ،موجب کمرنگ شدن نگرش های منفی در باره زنان مسلمان شد. روزنامه نیویورک تایمز،جنبش احیای حقوق اسلامی زنان در کنفرانس جهانی پکن را جالب ترین پدیده کنفرانس معرفی می کند که همه جهانیان را سخت تحت تاثیر قرار داده است؛زیرا سخنرانانی که از دنیای اسلام آمده بودند حرف های مهمی در باره زنان برای گفتن داشتند.در این کنفرانس سخنرانی یک زن محجبه ایرانیتحسین حضار را برانگیخت و تاثیرات قابل توهی را بر جای گذاشت؛ قضاوت ها هم نشان می دهد که حضور جهانی زنان مسلمان ایران در عرصه های جهانی توام با موفقیت بوده است. هانیه ترکیان از آمریکا تلاش زن مسلمان ایرانی در ارائه الگوی زن مسلمان به جهانیان را موفق می داند؛ همان گونه که احمد هوبر می گوید:"آنچه در ایران با آزاد کردن زن رخ داده در همه جای جهان تاثیر گزارده است." پس از انقلاب اسلامی ایران حجاب اسلامی زنان ایران بیشترین تاثیر رابر دنیای اسلام گذاشت .لیز مارکوس اعتراف میکند که تمایل و افزایش رویکرد به حجاب اسلامی در اندونزی یکی از تاثیرات مستقیم پخش تصاویر زنان مبارز ایرانی از رسانه های گروهی این کشور است، او می گوید تقلید از حجاب بانوان ایرانی در اندونزی به تدریج به یک مدل تبدیل گردیده و هم اکنون در میان دانشجویان دانشگاه ها هواداران بسیاری یافته است. یکی دیگر از تاثیرات حجاب اسلامی زنان انقلابی ایران،بر زنان ترک است،زنان ایرانی الگویی برای زنان ترک شده و آنها را به شرکت در تظاهرات خیابانی و شعارگویی در خیابان ها با رعایت حجاب و پوشش اسلامی ترغیب کرده است. پوشش زنان انقلابی و مسلمان ایران بر لباس و به ویژه روسری در بعضی از کشور های خلیج فارس،به طرز عمیقی تاثیر گذاشته است؛به گونه ای که در سال های اخیر،تعداد دانشجویان با حجاب در دانشگاه های اردن افزایش یافته و در لیبی گرایش به حجاب افزایش چشم گیری داشته است. طبق نظر سنجی دانشگاهی که اخیرا در دانشگاه های اروپایی صورت گرفت ،ضریب آرامش و امنیت روانی دختران و زنان محجبه از دیگر دانشجویان بیشتر و فعالیت اجتماعی در نظر آنان آسان تر است. بنا براین بدون تردید حجاب اسلامی ایرانی به اقصی نقاط جهان و به ویژه کشور های اسلامی سرایت کرده است. و این یکی از تاثیرات بی بدیل انقلاب اسلامی در نشر و ترویج ارزش های اسلامی در جهان و مخابره آن به یکایک انسان ها میباشد. موفقیت دراین انتقال فرهنگ و ارائه آن به جهانیان وپا فشاری بر روند جهانی سازی ارزش ها باعث شد قدرت های جهانی و ضد دین به شدت احساس خطر کنند و به مقابله با فرهنگ اسلامی برخیزند تا شاید بتوانند مانع از بیداری اسلامی جهانیان شوند،از جمله راه کار های آنان می توان به :تصویب قانون ممنوعیت حجاب ،ایجاد موج اسلام هراسی به طور گسترده در جهان ،مخدوش کردن چهره زنان و مردان مسلمان و ... اشاره کرد.اما هیچ کدام از آینها تاکنون نتوانسته مانع از گرایش جهانیان به حقیقت شود. ان حزب الله هم الغالبون. منابع: انقلاب اسلامی و ارئه الگویی مطلوب از زن مسلمان،معصومه عسگری،ماهنامه پیام زن،فروردین1384 زن در جامعه معاصر ایرانی،عباس دلال،همان زنان ایرانی از نگاه زنان غیر ایرانی،محبوبه پلنگی،همان چهره زن ایرانی در مطبوعات بیگانه، معصومه راغبی،همان [ شنبه سیزدهم آذر 1389 ] [ 9:55 بعد از ظهر ] [ سلطانی نژاد ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||